اسكندر بيگ تركمان
1000
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
شاهانه بود و فوجى از افواج قاهره از درهء تنك پيشتر فرستادند كه اگر بكرسو باشى بدستور كوس مخالفت و قلعه دارى زند باتفاق امراء عظام كه ببغداد رفتهاند نيك و بد شهر و قلعه را به نظر احتياط درآورده راه خروج و دخول روميه را مسدود گردانيده بلوازم اسباب محاصره پردازند و سرداران مذكور پذيراى فرمان گشته از آنجا روانه شدند . ذكر فتوحاتى كه قبل از وصول موكب همايون اعلى به نيروى اقبال سمت وقوع يافت دلايل فتح و علامات ظفر كه در بدايت اين سفر مبارك ميمون روى نمود اول بدست درآمدن قلعهء محمد لك است كه از سنجق بيگيان تابع بغداد بود شرح آن بر سبيل اجمال آنكه محمد مذكور از طايفه لك آباد باطله احشامات قلمرو همايون بود و در ايام فتور جمعى بيدولتان بر سر خود جمع كرده بقطع طريق و نهب و غارت اقدام مينمود و از خوف امراء قزلباش در حدود زهاب از اعمال در تنك قلعه قايم كرده بعضى محال تابعهء بغداد را نيز متصرف شده اظهار دولتخواهى روميان مينمود و از جانب پاشايان بغداد مرتبه سنجقى يافت و پيوسته متعرض خلق اللّه ميشد . در اين سال محمد مذكور فوت شده پسر و برادر او در قلعه اقامت داشتند و از نهضت موكب مقدس خبر يافته كس نزد امراء عظام فرستاده اظهار شاهى سيونى كردند و امراء جهانگير بيك قوم قاسم سلطان ايمانلو را با موازى پانصد نفر از غازيان بدانجا فرستادند كه اگر پسر و برادر محمد لك در قول خود صادق باشند قلعه را متصرف شده ايشان را باستقبال موكب همايون برند و جهانگير بيك و غازيان بپاى قلعه رسيدند . پسر و برادر محمد مذكور در اول حال بحيله و تذوير اظهار اطاعت و انقياد نمودند و در هنگام فرصت على الغفله ببهانهء آنكه به خدمت اشرف ميرويم با جمعى كه از قزلباش متوهم بودند از قلعه بيرون آمده راه كركويه و شهر زور پيش گرفتند جهانگير بيك واقف گشته جمعى از غازيانرا بتعاقب فرستاد بهر كس دست يافتند از پاى درآوردند قريب به شصت هفتاد نفر بقتل آمده بقيه السيف در كمال اضطرار احمال و اثقال ريخته بيرون رفتند و غازيان سالما غانما [ 705 ] عود نمود و قلعه به تصرف اولياء دولت قاهره درآمد و حقيقت حال بعرض عاكفان سده جلال رسيده چون عبور رايات اقبال از آنجا واقع شد قلعه را بجهانگير بيك سپردند . گفتار در محاربهء امراء عظام با گروه لئام بغداد و ظفر يافتن بتأئيد آفرينندهء بلاد و عباد تبيين اين مقال آنكه در روزى كه عيسى خان قورچى باشى و زينل بيك توشمال باشى به ظاهر بغداد رسيده نزول نمودند و بكرسو باشى در مقام قلعه دارى درآمده ابواب جنك و جدال گشود روز